لغت نامه دهخدا
هم رکابی. [هََ رِ ] ( حامص مرکب ) هم عنانی. همراهی:
داشت با خود کنیزکی چون ماه
چست و چابک به هم رکابی شاه.نظامی.رجوع به هم رکاب شود.
هم رکابی. [هََ رِ ] ( حامص مرکب ) هم عنانی. همراهی:
داشت با خود کنیزکی چون ماه
چست و چابک به هم رکابی شاه.نظامی.رجوع به هم رکاب شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدین توسن کجا یادم که با او همعنان باشم که این مرکب که من دارم رکابی هم نمی ارزد
💡 می کند زود حساب من و هستی را پاک همچو صبح این نفس پا به رکابی که مراست
💡 صائب از سنگین رکابی در سبکباری گریز تا توانی همچو کف بیرون ز دریا آمدن
💡 در گونهای از تانکینی موسوم به کمکینی[ص] به جای زیرپوش رکابی از تاپهایی با بند رشتهای استفاده میشود.
💡 استخوان رکابی کوچکترین استخوان بدن انسان است و اندازه آن ۲٫۵×۳ میلیمتر است که بعد بزرگتر در امتداد سر تا پایه است.