لغت نامه دهخدا
هشیار شدن. [ هَُ ش ْ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) به خود آمدن. افاقه. ( یادداشت به خط مؤلف ). ازمستی درآمدن. || هوشمند شدن:
نگاه کن تن خود کز طراز حکمت او
حکیم گردد بیدار و دل شود هشیار.ناصرخسرو.رجوع به هشیار شود.
هشیار شدن. [ هَُ ش ْ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) به خود آمدن. افاقه. ( یادداشت به خط مؤلف ). ازمستی درآمدن. || هوشمند شدن:
نگاه کن تن خود کز طراز حکمت او
حکیم گردد بیدار و دل شود هشیار.ناصرخسرو.رجوع به هشیار شود.
بخود آمدن افاقه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همه خفتند چه مست و چه هشیار تو کَی خواهی شدن از خواب بیدار
💡 چون سیاهی شد ز مو هشیار می باید شدن صبح چون روشن شود بیدار می باید شدن
💡 چون سیاهی شد ز مو، هشیار میباید شدن صبح چون روشن شود بیدار میباید شدن
💡 برون شدن ز خرابات زندگی هشیار ز خود نرفتن و پیمانهای نپیمودن