لغت نامه دهخدا
هشت لو. [ هََ ] ( اِ مرکب ) ورق بازی که دارای هشت خال باشد. ( یادداشت به خط مؤلف ).
هشت لو. [ هََ ] ( اِ مرکب ) ورق بازی که دارای هشت خال باشد. ( یادداشت به خط مؤلف ).
(اسم ) ( گنجفه ) ورق بازی که دارای هشت خال است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه سرباز استونیایی در افغانستان جان باختند: هشت نفر در عملیات کشته و یک نفر در تصادف، ۹۲ سرباز در عملیات زخمی شدند.
💡 عروس نه تتق لاله برگ هفت چمن تذرو هشت گلستان و شمع شش منظر
💡 از جمله اينكه نماز قصر در سفرهاى كمتر از هشت فرسخ نيست، زيرا در آن زمان مسافر دريك روز معمولا هشت فرسخ راه را طى مى كرد.
💡 از دستهٔ اول خواسته شد تا حاصل ضرب اعداد یک تا هشت را محاسبه کنند.
💡 از آن به هشت بهشت آیتی است روز قضا وزین به هفت زمین نعمتی است گاه نوال
💡 ز هفت اختر و از هشت خلد و نه گردون قضا شبیه تو کس را زخاک و آب نیافت