هش داشتن

لغت نامه دهخدا

هش داشتن. [ هَُ ت َ ] ( مص مرکب ) متوجه و ملتفت بودن. ( یادداشت مؤلف ). مراقب و مواظب بودن:
همانجا که بینیش بر جای کش
نگر تا بداری بدین کار هش.فردوسی.هش دار، مدار خوار کس را
مرغان همه را حقیر مشمر.ناصرخسرو.ای کام دلت دام کرده دین را
هش دار که این راه انبیا نیست.ناصرخسرو.گفت اشتر که اندر این پیکار
عیب نقاش می کنی هش دار.سنائی.می اندرده که در ده نیست هشیار
چه خفتی، عمر شد، برخیز، هش دار.عطار.طوطی خط سبزت می آید و میجوشد
هش دار که آن لحظه اندر شکرت افتد.عطار.هش دار تا نیفکندت پیروی نفس
در ورطه ای که سود ندارد شناوری.سعدی.ای که بر مرکب تازنده سواری هش دار.سعدی ( گلستان ).

فرهنگ فارسی

(مصدر ) بهوش بودن هشیاربودن: (( هش دار که گروسوس. عقل کنی گوش آدم صفت ازروض. رضوان بدر آیی. ) ) (حافظ )
متوجه و ملتفت بودن مراقب و مواظب بودن

جمله سازی با هش داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بهر دیناری کش از خاکست پذیرفتن وجود بهر دیبایی کش از کرمست گوهر داشتن

💡 شوهرش با وجود داشتن مدرک خلبانی کار خود را در یک رستوران مک دونالدز آغاز کرد و سپس راننده تاکسی شد.

💡 نفوذها و و تهدیدهای امنیتی است. بسیاری از شرکت‌ها تمایل دارند به خود بقبولانند که داشتن برنامه ضد ویروس و دیواره‌های آتش، برای حفاظت از سامانه‌هایشان

💡 منع را بردفع سائل چون نمی داری روا بر در عالیت دربان چیست چندان داشتن

💡 چهار تن از مظنونان دست داشتن در این حملات روز سه‌شنبه ۲۲ اوت در دادگاهی در مادرید حضور یافتند.

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز