هزار رنگ براورد
لغت نامه دهخدا
( هزار رنگ برآورد••• ) هزار رنگ برآوردن. [ هََ / هَِ رَ ب َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) به چندین طور خود را نمودن. رنگ عوض کردن. کارهای غیرمنتظره کردن. جورواجور شدن. ناپایدار بودن روزگار:
هزار رنگ برآرد زمانه و نبود
یکی چنانکه در آیینه تصور ماست.انوری ( دیوان چ نفیسی ص 27 ).|| چیزی را به صورت های گوناگون درآوردن و ظاهر ساختن. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با هزار رنگ براورد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرد هزار رنگ تماشا دمانده است دستیکه همچو عکس بر آیینه سودهایم
💡 محو صفای شوق باش تا به طربگه حضور سیر هزار رنگ گل آینه بینگه کند
💡 در یاد جلوهٔ توکه دارد هزار رنگ چون گل گرفته است مرا در کنار رنگ
💡 چو غنچه در پس زانوی انتظار جدایی نشسته در چمن ما هزار رنگ کمینها
💡 چوبدید خویشتن را همه حسن و دلربائی به هزار رنگ پوشید لباس خودنمائی