نیک محضری
لغت نامه دهخدا
نیک محضری. [ م َ ض َ ] ( حامص مرکب ) نیک محضر بودن. رجوع به نیک محضر شود.
- نیک محضری کردن؛ خوش معاشرتی نمودن. خوش خدمتی کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). خوش رفتاری کردن: گفت ای پهلوان بسیار مردمی و نیک محضری و نیکوسیرتی با ما نمودی. ( سمک عیاراز فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
مطبوع و سفید بودن معاشرت کسی نیکو محضری.
جمله سازی با نیک محضری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 محضر نوشته شد چو به من داعی آمده ست استفتی از دو سر ز سر نیک محضری