نیمه خواب
مترادفها
خوابآلود، نیمهخواب
متضادها
بیدار، هوشیار
لغت نامه دهخدا
نیمه خواب. [ م َ / م ِخوا / خا ] ( ص مرکب ) آنکه به خواب رفته ولی نه کاملاً. ( فرهنگ فارسی معین ). که بین خواب و بیداری است.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه بخواب رفته ولی نه کاملا.
جمله سازی با نیمه خواب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ایدل غمزده خوابی که شب از نیمه گذشت وقت آنست که همسایه بزنهار آید
💡 رفت از عمرم ای پسر چل سال نیمه ای خواب و نیمه ای بخیال
💡 خیز و ترک خواب کن تا نیمهشب ما و تو با یکدگر گوییم راز
💡 ایدل غمزده خوابی که شب از نیمه گذشت وقت آنست که همسایه زنهار آید
💡 معشوقه چو بامداد برخاست ز خواب یک نیمه نمود رح ز پیروزه نفاب
💡 او در حالت نیمه خواب، متوجه صدای آرام برخورد قطرات باران به شیشه پنجره شد و سعی کرد با سختی چشمان خود را باز کند.
💡 وقتی مادر با صدایی بسیار ملایم او را صدا زد، او در وضعیت نیمه خواب فقط توانست زمزمهای کوتاه بگوید و دوباره به خواب رفت.
💡 در آن لحظات گذرا و نیمه خواب، تصاویر بسیار عجیب و غریبی در ذهن او نقش میبستند که مرزی میان واقعیت و رویا ایجاد نمیکردند.