لغت نامه دهخدا
نیم لا. ( ص مرکب ) نیم باز. ( یادداشت مؤلف ).
- نیم لا کردن در؛ در را نیم باز گذاشتن. اندکی باز کردن.
نیم لا. ( ص مرکب ) نیم باز. ( یادداشت مؤلف ).
- نیم لا کردن در؛ در را نیم باز گذاشتن. اندکی باز کردن.
نیم باز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچنین ماهوارهها مطمئن میشوند که منطقههای دورتر به ویژه در اروپای شمالی و اقیانوسهای نیمکره جنوبی به خوبی پوشش داده میشوند.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه ورزشی آمیان، باشگاه فوتبال والنسین، باشگاه فوتبال دیژون، و باشگاه فوتبال نیم المپیک اشاره کرد.
💡 من نیم گردون که در کاخش مرا نبود گذر من نیم گیهان که بر صدرش مرا نبود گذار
💡 گر نه نواها سرودمی چه غمستی؟ من که نیم گر نبودی چه غمستی؟
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال آژاکسیو، باشگاه فوتبال لو آور، و باشگاه فوتبال نیم المپیک اشاره کرد.
💡 اگر مراد طلب میکنی حسین از دوست بآه نیم شبی ساز و گریه سحری