نگار ساز

مترادف‌ها

نقاش، تصویرگر، نگارگر

لغت نامه دهخدا

نگارساز. [ ن ِ ] ( نف مرکب ) مُطَرِّز. ( منتهی الارب ). علم نگار. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

مطرز. علم نگار.

جمله سازی با نگار ساز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 یار اگر جوری کند بر جبهه طالع نگار بخت اگر رحمی کند فهرست نام و ننگ ساز

💡 نگار من امشب سر ناز داشت بر افتادگان چشم بد ساز داشت

💡 ما برون افتاده ایم از پرده ی تقوی ولیک پرده سازان نگارین همچنان در پرده اند

💡 آن نگار ساز ماهر با دقت بسیار بالا، توانست با استفاده از رنگ‌های طبیعی، نقشی خیره‌کننده و بسیار زیبا از طبیعت خلق کند.

💡 در دوران باستان، هر نگار ساز برجسته می‌توانست با استفاده از قلم و کاغذ، داستان‌های حماسی و اساطیری را به زیبایی ترسیم نماید.

💡 هنر نگار سازی نیازمند صبر و حوصله فراوان و همچنین درک عمیق از جزئیات است تا بتوان تصویری زنده و واقعی خلق کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران