لغت نامه دهخدا
نکوهش کار. [ ن ِ هَِ ] ( ص مرکب ) عاذل. ملامت کننده. ( یادداشت مؤلف ).
نکوهش کار. [ ن ِ هَِ ] ( ص مرکب ) عاذل. ملامت کننده. ( یادداشت مؤلف ).
عاذل. ملامت کننده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جلال خالقی مطلق خلاصهٔ درونمایهٔ کتاب را این میداند که «در همه کار بایست راه میانه را برگزید.» کیکاووس دشمن افراط و تفریط، اما آماده درک این دو است. او حتی نمیخواهد در نکوهش افراط و تفریط زیادهروی کند. او به فرزندش توصیه میکند که اگر شراب مینوشد، نفیسترین را برگزیند؛ اگر به موسیقی گوش میدهد، شیرینترین موسیقی را بشنود؛ و اگر مرتکب رابطه جنسی حرام شد، رفیقهٔ باشکوهی انتخاب کند، زیرا شماتت او در آخرت ناگزیر است ولی اقلاً در این دنیا مورد انتقاد دیگران قرار نخواهد گرفت. شائول شاکد معتقد است این قاعدهٔ کلی میانهروی برگرفته از روش ارسطو است؛ گرچه در کتاب به ایرانی بودن ریشههای آن ادعا شده است.
💡 بدان که کس باشد که بر ثنای خلق حریص بود و همیشه نام نیکو طلب کند، اگرچه اندر کاری که برخلاف شرع باشد و نکوهش خلق را کاره بود اگرچه بر کاری باشد که آن حق بود و این نیز بیماری دل است و علاج وی معلوم نگردد تا سبب لذت و الم در دل مردم و در مدح و مذمت معلوم شود. بدان که لذت مدح را چهار سبب است: