نوذر نژاد

لغت نامه دهخدا

نوذرنژاد. [ ن َ / نُو ذَ ن ِ ] ( ص مرکب ) از نژاد نوذر. از خاندان نوذر:
تو نوذرنژادی نه بیگانه ای
پدر تند بود و تو دیوانه ای.فردوسی.

فرهنگ فارسی

از نژاد نوذر ٠ از خاندان نوذر

جمله سازی با نوذر نژاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو نوذر نژادی نه بیگانه‌ای پدر تیز بود و تو دیوانه‌ای

💡 خجسته بماندی پس از کیقباد همان درگه طوس نوذر نژاد

💡 طوس گفت به راهی روم که تو فرمان دهی سپس عازم جنگ با لشکر افراسیاب شد و در طی مسیر به همان دو راهی مشهور رسید که یکی بیابان بی‌آب و علف و یگری خوش آب و هوا و پر نعمت بود. سپاهیان مطیع فرمان کیخسرو بودند ولی طوس که خود را از نژاد کیان و پسر نوذر می‌دانست و فرمانده نیز بود میسر بهتر را برگزید یعنی مسیر چَرَم که قلعه فرود سیاوش بر سر راه بود، برگزید.