نوازندۀ چیره دست

مترادف‌ها

نوازنده ماهر، نوازنده استاد

متضادها

نوازنده بی‌مهارت، نوازنده نابلد

فرهنگستان زبان و ادب

{virtuoso (it. ) / virtuosa (it. )} [موسیقی] نوازنده ای با مهارت فنی فوق العاده

جمله سازی با نوازندۀ چیره دست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ز کشتی بیامد یل چیره دست به دست اندرش تیغ چون پیل مست

💡 که کردی بدین دشمنم چیره دست چنین دیدمش بسته در زیر دست

💡 ز روزنامه شاهان چنین دهند خبر چنین کنند بزرگان چیره دست هنر

💡 چو با ما گرانی و سستی بود ز دشمن همه چیره دستی بود

💡 همی داردش تا شود چیره دست بیاموزدش خوردن و بر نشست

💡 نوازندۀ چیره دست پیانو با اجرای قطعه‌ای پیچیده و احساسی، تمام مخاطبان را در سالن کنسرت مجذوب هنر بی‌نظیر و مهارت بالای خود کرد.

💡 شنیدن صدای ویولن در دستان آن نوازندۀ چیره دست، گویی روح را به دنیایی از زیبایی‌های بی‌پایان و آرامش عمیق در موسیقی هدایت می‌کرد.

💡 او به عنوان یک نوازندۀ چیره دست شناخته می‌شود که توانایی ترکیب سبک‌های مختلف موسیقی کلاسیک و سنتی با دقتی خیره‌کننده را دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران