نو کفته
مترادفها
تازهگفته
لغت نامه دهخدا
نوکفته. [ ن َ / نُو ک َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) نوشکفته:
گل سرخ نوکفته بر بار گوئی
برون کرده حوری سر از سبز چادر.ناصرخسرو.
فرهنگ فارسی
نوشکفته
جمله سازی با نو کفته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روی خویشان تو باد از می بسان تازه ورد روی خصمان تو بادا ز غم بسان کفته نار
💡 در برخی موارد چنین کفته شدهاست که پیوستن روستاها به برنامه میهنپرستی که به نظر GIA به منزله عدم تعهد و وفاداری بودهاست، باعث تحریک این حزب برای ارتکاب قتلعامها شدهاست.
💡 دندان بکامش اندر چون کفته خشت شد مژگان بچشمش اندر چون تفته میل گشت
💡 چون نار ز غم کفته شود این دل اگر من آگنده دل از مهر تو چون نار ندارم
💡 کاخ از آن خندان چو از گلنار کفته جویبار بزم از این تازه چو از ماه دو هفته آسمان