لغت نامه دهخدا
نقره خنگ زرتشتی. [ ن ُ رَ / رِ خ ِ گ ِ زَ ت ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب عالمتاب است. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ).
نقره خنگ زرتشتی. [ ن ُ رَ / رِ خ ِ گ ِ زَ ت ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب عالمتاب است. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نقره خنگ توسن زرین ستام آسمان رایض امر تو را پیوسته بادا زیر زین
💡 شهسوار نقره خنگ چرخ را یعنی قمر گاه سیمین گوی و گه زرّینه چوگان ساخته
💡 شبدیز و نقره خنگ فلک را به مرگ او پی برکشید و دم ببرید ار وفا گرید
💡 ز نقره خنگ فلک نیست عاجز آن همّت که کرد زردۀ خورشید زیر ران رهوار
💡 وین تاختن شب از پس روز چون از پس نقره خنگ ادهم