لغت نامه دهخدا
نشیب فراز. [ ن ِ / ن َ ف َ ] ( اِ مرکب ) پست و بلند و زیر و زبر و بالا وپست و بلندی های روزگار و سود و زیان و منفعت و ضرر هر کاری. ( ناظم الاطباء ). رجوع به نشیب و فراز شود.
نشیب فراز. [ ن ِ / ن َ ف َ ] ( اِ مرکب ) پست و بلند و زیر و زبر و بالا وپست و بلندی های روزگار و سود و زیان و منفعت و ضرر هر کاری. ( ناظم الاطباء ). رجوع به نشیب و فراز شود.
پست و بلندی وزیر و زبر و بالا و پست و بلندی های روزگار و سود و زیان و منفعت و ضرر هر کاری.
💡 تپه گوری کل کش در شهرستان گیلانغرب، بخش گواور، دهستان گواور، ۱۰۰ متری جنوب روستای کل کش واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۷ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۲۳۹۶ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است؛ که نشان از تاریخ کهن چند هزار ساله و پر فراز و نشیب در حیات کل کش می باشد.
💡 مدرسه فلاحت مظفری تا تبدیل شدن به دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران، راهی پر فراز و نشیب را پیمودهاست.
💡 زکین کیوان باید شدن به سوی نشیب مرا که اختر والا فراز کیوان بود
💡 که از چرخ گردان پذیرد فریب که او را نماید فراز و نشیب
💡 عید و آدینه بهٔک بار رسیدند فراز وز نشیب آمد خورشید همی سوی فراز