لغت نامه دهخدا
نرخ گذاشتن. [ ن ِ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) نرخ نهادن. اسعار. تسعیر. ( یادداشت مؤلف ).
- نرخ گذاشتن روی چیزی و متاعی؛ تقویم کردن. قیمت کردن.
نرخ گذاشتن. [ ن ِ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) نرخ نهادن. اسعار. تسعیر. ( یادداشت مؤلف ).
- نرخ گذاشتن روی چیزی و متاعی؛ تقویم کردن. قیمت کردن.
نرخ نهادن قیمت کردن نرخ گذاشتن روی چیزی و متاعی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سه ماه پس از از اعتراضات و در اسفند ۱۳۹۸ انتخابات یازدهمین دورهٔ مجلس شورای اسلامی با کاهش چشمگیر شمار رأیدهندگان برگزار شد. بر اساس آمار رسمی، کمترین میزان مشارکت در انتخابات، مربوط به این دوره از انتخابات مجلس بود. تجزیه و تحلیل آماری و محتوایی نشان میدهد که برخورد سرکوبگرانهٔ حکومت، انکار کشتار معترضان و تلاش برای سرپوش گذاشتن بر آن و خاموش کردن صدای آنها، تأثیر زیادی در افت نرخ مشارکت در انتخابات مجلس یازدهم داشته است. نقش دولت ظاهراً اصلاحطلب حسن روحانی در سرکوب خشونتآمیز اعتراضات، آخرین میخ بر تابوت این ایده بود که میتوان نظام را از طریق صندوق رای اصلاح کرد.