لغت نامه دهخدا
نخل کار. [ ن َ ] ( نف مرکب ) که نخل می کارد. که نخل پرورد. که خرمابن غرس کند. کارنده نخل:
ز انگیزش و ساخت فرق است چند
که این نخل کار است و آن نخلبند.امیرخسرو.
نخل کار. [ ن َ ] ( نف مرکب ) که نخل می کارد. که نخل پرورد. که خرمابن غرس کند. کارنده نخل:
ز انگیزش و ساخت فرق است چند
که این نخل کار است و آن نخلبند.امیرخسرو.
که نخل می کارد که نخل پرورد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خمرههای مخصوص پخت حلیم را از لشتغان که از گذشته مرکز سفالگری هرمزگان بوده خریداری و بدنه بیرونی آن با موی بُز و گِل اندود میکنند سپس در چالههایی که قبلاً تعبیهشده گل میگیرند تا ثابت شود و تکان نخورد. این کار هنگام افروختن آتش مانع از ترکیدن خمره سفالی میشود. هیزم برای پخت حلیم از کنده درخت نخل یا تافال است و بافاصله در کنار خمرهها قرار میگیرد.
💡 کشاورزی غالب در این منطقه کشت درخت نخل، تنباکو و کاشت صیفی جات است. مردم این منطقه به دلیل پیشینه تاریخی خود در کشاورزی علیرغم سایر شغلها از قبیل شغلهای اداری و آزاد، به کار در مزارع خرما نیز مشغول میباشند.
💡 کار خورشید جهانتاب کند با شبنم بر سر آن سایه که نخل قد یار اندازد