لغت نامه دهخدا
نای شش. [ ی ِ ش ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) قصبةالریة. رجوع به نایژه شود.
نای شش. [ ی ِ ش ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) قصبةالریة. رجوع به نایژه شود.
قصبه الریه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 معاندان را از تیغ قهر برم نای مخالفان را از نار خشم سوزم پر
💡 جفای چرخ بگیرد مرا به سختی نای وفای یار در آویزدم ز دامن چنگ
💡 چو نای بلبل خواننده گشت تیز آهنگ تو ره بپردهٔ معنی بر از نوای حروف
💡 سیه پوشیده چون زاغان کُهسار گرفته خون خود در نای و منقار
💡 بال قدرت قاصر و دام گرفتاری بلند زین کمند نای آزاد بلند
💡 به هشتم بزد نای رویین و کوس بیامد به درگاه گودرز و طوس