ناموس پرست
مترادفها
غیرتمند، شرافتطلب، ناموسدار، با غیرت
متضادها
بیناموس، بیغیرت
لغت نامه دهخدا
ناموس پرست. [ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) غیور. که از عرض خویش دفاع کند. ذائد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه بعرض وناموس خودبسیار علاقه مند است غیرتمند.
جمله سازی با ناموس پرست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آرى خيانتكاران بر ملت بيچاره مسلط گردند، وعمال ظالم و ناپاك دست تعدى بحقوق و مال و ناموس مردم دراز ميكنند، حقايق و مصالحكشور بصورت مسخره در آمده، و مردم دانشمند و حقيقت پرست و صالح مبغوض و مطرودگردند.
💡 اتفاقی که تا آن زمان در سینمای ایران کمتر رخ داده بود، اما کیمیایی با استفاده از فرمولهای آشنای فیلمفارسی فیلمی غیرعادی ساخت که هم مخاطب را جذب کرد و هم به منتقدان نوید یک سینمای نوین داد. بدینسان، قهرمان فیلم با بازی بهروز وثوقی به مردم معرفی میشود که ریشه در تاریخ و جغرافیای ایران دارد و مُبَلّغ نوعی انتقام فردی است که به مذاق ایرانیان ناموس پرست آن سالها خوشایند مینماید.