ناخوش کردار

مترادف‌ها

بدکردار، بدرفتار، بدمنش

متضادها

خوش‌کردار، نیک‌کردار، خوش‌رفتار

لغت نامه دهخدا

ناخوش کردار. [ خَش ْ / خُش ْ ک ِ ] ( ص مرکب ) بدکردار. بدعمل. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

بد کردار بد عمل.

جمله سازی با ناخوش کردار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نجوید همی جز همه ناخوشی به گفتار و کردار و گردنکشی

💡 بشد ناخوشی بوی و کامش بسوخت به کردار دیبا رخش برفروخت

💡 به گفتار ناخوش به کردار زشت که بر فرق او باد خاک کنشت

کلمات مرتبط