لغت نامه دهخدا
ناخن به دل زدن. [ خ ُ ب ِ دِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) صدمه زدن. آسیب رسانیدن:
کند غرق ندامت طبع صاف من زلالی را
زند ناخن بدل هر مصرع شوخم هلالی را.محمد غوث خان بهادر.
ناخن به دل زدن. [ خ ُ ب ِ دِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) صدمه زدن. آسیب رسانیدن:
کند غرق ندامت طبع صاف من زلالی را
زند ناخن بدل هر مصرع شوخم هلالی را.محمد غوث خان بهادر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خونابه اش به صبح قیامت شفق دهد ناخن به هر دلی زندشاهباز عشق
💡 ناخن به جگر چند زنم، آه که عشقت سازی به کفم داد که ننواخته بودم
💡 جویا زده ناخن به دلم مصرع بینش هر قطرهٔ شبنم شده چشم تر بلبل
💡 از تشنه لبی رفت مرا دست ودل از کار جایی که ز ناخن به زمین آب برآید
💡 از بس که باز میکنم از کار دل گره ناخن به تازهکردن داغم نمیرسد