لغت نامه دهخدا
ناخشنود شدن. [ خ ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) سخط. ( دهار ) ( تاج المصادر بیهقی ). ناراضی شدن. خشمگین شدن.
ناخشنود شدن. [ خ ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) سخط. ( دهار ) ( تاج المصادر بیهقی ). ناراضی شدن. خشمگین شدن.
سخط ناراضی شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چندی بعد، در هنگام برگزاری تور آفتابپرست به نظر میرسید که گروه در حال متلاشی شدن است. نوازنده درامز گروه، اینگو اشویشتنبرگ به علت مصرف مواد اعتیادآور مریض شده بود و به همین سبب از گروه اخراج شد و جای خود را ریچی ابدل نبی داد. ویکاث هم از کار کردن با کیسکه سر باز میزد. و سرانجام تصمیم گرفته شد مایکل کیسکه از گروه اخراج شود. تا مدتها بعد کیسکه در اظهارات خود از هلووین به خوبی یاد نمیکرد و اظهار میداشت که از حس هوی متال ناخشنود است. او در ۱۹۹۶ آلبوم شخصی خود را با نام Instant Clarity در سبک پاپ و سافت راک منتشر کرد.