نا اراست
مترادفها
ساده، بیتزیین، بیآرایش
متضادها
آراسته، مزین، زینتیافته
لغت نامه دهخدا
( ناآراست ) ناآراست. ( ص مرکب ) به معنی ناصاف. مقابل آراسته و آراست: زرّیع؛ آنچه خود بروید از دانه افتاده وقت درو در زمین ناهموار ناآراست. ( منتهی الارب ). رجوع به آراست و آراسته و ناآراسته شود.
فرهنگ فارسی
( نا آراست ) ( صفت ) ناصاف: [ رس ناهموار و ناراست.] آراسته آراست
جمله سازی با نا اراست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 2 آئين تائو يا تائوئيسم كه لائوتسه آن را به صورت خاصى اراست و پرداخت.
💡 وی در میان جمعیتی که با لباسهای فاخر گرد آمده بودند، با ظاهری نا اراست و ساده حضور یافت که توجه همه را به خود جلب کرد.
💡 آن ساختمان قدیمی که سالها متروکه مانده بود، با دیوارهایی نا اراست و پنجرههای شکسته، تصویری غمانگیز از دوران شکوه گذشته را نشان میداد.
💡 شاعر با استفاده از واژگان نا اراست و عاری از تزیینات، سعی داشت حقیقت تلخ زندگی را به شکلی مستقیم و بدون هیچ پوششی بیان کند.