لغت نامه دهخدا
میمون لقا. [ م َ مو / م ِ مو ل ِ ] ( ص مرکب ) مبارک دیدار. خجسته روی:
آن بهشتی لعبت میمون لقا را روز و شب
منزل و مأوی نگر در آب کوثر آمده.؟ ( لباب الالباب ).
میمون لقا. [ م َ مو / م ِ مو ل ِ ] ( ص مرکب ) مبارک دیدار. خجسته روی:
آن بهشتی لعبت میمون لقا را روز و شب
منزل و مأوی نگر در آب کوثر آمده.؟ ( لباب الالباب ).
مبارک دیدار خجسته روی: آن بهشتی لعبت میمون لقارا روز و شب منزل وماوی نگردر آب کوثر آمده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن آب حیوان صفا هم در گلو گیرد ورا کو خورده باشد بادهها زان خسرو میمون لقا