لغت نامه دهخدا
میمنه دار. [ م َ م َ / م ِ م َ ن َ / ن ِ ] ( نف مرکب ) دارنده میمنه. محافظ و مراقب جناح راست لشکر. سردار میمنه لشکر و جناح راست سپاه. فرمانده جناح راست لشکر:
ورا میمنه دار گردوی بود
که گرد و دلیر و جهانجوی بود.فردوسی.
میمنه دار. [ م َ م َ / م ِ م َ ن َ / ن ِ ] ( نف مرکب ) دارنده میمنه. محافظ و مراقب جناح راست لشکر. سردار میمنه لشکر و جناح راست سپاه. فرمانده جناح راست لشکر:
ورا میمنه دار گردوی بود
که گرد و دلیر و جهانجوی بود.فردوسی.
دارنده میمنه محافظ و مراقب جناح راست لشکر سردار میمنه لشکر و جناح راست سپاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شمردند بر میمنه سه هزار زره دار و کارآزموده سوار