میخ خر

لغت نامه دهخدا

میخ خر. [ خ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان قلعه حمام بخش جنت آباد شهرستان مشهد، واقع در 48هزارگزی جنوب باختری صالح آباد با 104 تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان قلعه حمام بخش آباد شهرستان مشهد.

جمله سازی با میخ خر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دست خود را به میخ دراز کرده، سیسرا را زده، سرش را کوفت و شقیقه‌اش را به میخ دوخت.

💡 او در فوریه ۱۸۵۰ تحت عنوان «کاشف کلید کتیبه‌های خط میخی زبان‌های فارسی باستان، بابلی و آشوری. نویسندهٔ مقالات مختلف دربارهٔ زبانشناسی، آثار باستانی و جغرافیای میانرودان و آسیای مرکزی. و دانشمندی برجسته» موفق به کسب عنوان همکار انجمن سلطنتی شد.

💡 گویی که نترسم ز همه دیوان آری از میخ چه ترسد که مر او را نبود مخ

💡 اعتقاد بر این است که عمل خرافاتی قرار دادن میخ زنگ زده در یک لیمو، بد و به‌طور کلی شر را دفع می‌کند، همان‌طور که در متن عامیانه باورهای عمومی و خرافات از یوتا شرح داده شده‌است.

💡 دبیرهٔ میخی اکدی برای نوشتن زبان اکدی که یکی از زبان‌های سامی در میانرودان (عراق، سوریه و ایران امروزی) بوده، در میان سال‌های ۲۸۰۰ پیش از میلاد تا سال ۵۰۰ میلادی به کار می‌رفته‌است.

💡 هر دو گیتی را نظام از راستی دان زان که هست راستی میخ و طناب خیمهٔ نیلوفری

توبره یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز