فرهنگستان زبان و ادب
{alcoholism} [پزشکی] نشانگان ناشی از وابستگی جسمی مزمن به الکل، آن چنان که محرومیت ناگهانی از آن سبب رعشه و اضطراب و توهم و هذیان شود
{alcoholism} [پزشکی] نشانگان ناشی از وابستگی جسمی مزمن به الکل، آن چنان که محرومیت ناگهانی از آن سبب رعشه و اضطراب و توهم و هذیان شود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خواجه می راند بارگی به شتاب چون فرشته که راند ابر خوشاب
💡 چو گفت این ترنم به آواز نرم سوی همرهان بارگی کرد گرم
💡 چو عزمش کرد زین بر بارگی تنگ به ملک جاودانی داشت آهنگ
💡 چون روی به دیوان نهد از بارگه خویش بر بارگی ابرش و بر مرکب ادهم
💡 دلش گرچه از بارگی داشت داغ ولیکن ز دشت اندر آمد به باغ