مکتب نئوکلاسیک

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] مکتب نئوکلاسیک یا ماژینالیسم، یکی از مکاتب اقتصادی است که با پایه قرار دادن نظریات کلاسیک ها، اقتصاد را از سطح کلان به سطح خرد کشید و رفتار فرد و بنگاه تولیدی را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد؛ از طرف دیگر هر دو طرف عرضه و تقاضا را در تجزیه و تحلیل اقتصادی داخل کرد.
بین ۱۵ تا ۲۰ سال اوایل دهه های ۱۸۷۰ و ۱۸۸۰ و به وجود آمدن مشکلات و حتی بحران هایی در اوضاع زندگی اجتماعی اقتصادی مردم، به ویژه در جوامع سرمایه داری، وجود فقر و اختلاف طبقاتی، شکل گیری کارتل ها و تراست ها و حاکمیت آن ها بر اقتصاد و اجتماع، فقدان یک سیستم حمایتی از کارگران و بسیاری از مشکلات دیگر، همگی حکایت از این امر داشتند که با وجودی که حدود یکصد سال از انقلاب صنعتی و اجرای راه حل های کلاسیک می گذشت، هنوز بسیاری از مشکلات، حل نشده باقی مانده بود. از همین رو زمینه های شکل گیری انقلاب نهایی گرایی به وجود آمد. بی ثباتی مالی کشورهای اروپایی و دیگر کشورهای سرمایه داری از دیگر مسائل و مشکلات این دهه بود؛ به طوری که در خلال بیست سال (۱۸۷۳-۱۸۹۳) بیش از چهار بحران اقتصادی و مالی در آن کشورها به وقوع پیوست.
دادگر، یدالله، تاریخ تحولات اندیشه اقتصادی، قم، انتشارات دانشگاه مفید، ۱۳۸۳، چاپ اول، ص۳۵۸-۳۵۶.
نئوکلاسیک ها (که در واقع قرائت تکاملی نهائیون محسوب می شوند)، با وجود داشتن تفاوت هایی با اندیشه کلاسیک، بسیاری از پایه های فکری آن را حفظ کردند.
دادگر، یدالله، تاریخ تحولات اندیشه اقتصادی، قم، انتشارات دانشگاه مفید، ۱۳۸۳، چاپ اول، ص۳۵۷.
مهم ترین آرا و عقاید مکتب نئوکلاسیک بدین شرح هست:
← اصل نهایی یا حدی
...

جمله سازی با مکتب نئوکلاسیک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وبر در درجه اول خود را یک اقتصاددان سیاسی می‌دانست. و تمام انتصابات استادی او در اقتصاد بود. اگرچه امروزه مشارکت‌های او در این زمینه عمدتاً تحت‌الشعاع نقش او به عنوان یکی از بنیانگذاران جامعه‌شناسی مدرن قرار گرفته است. وبر به عنوان یک اقتصاددان به جوانترین مکتب تاریخی اقتصاد آلمانی تعلق داشت. تفاوت‌های بزرگ بین علایق و روش‌های آن مکتب از یک سو و علایق مکتب نئوکلاسیک (که اقتصاد جریان اصلی مدرن عمدتاً از آن نشأت می‌گیرد) از سوی دیگر، توضیح می‌دهد که چرا تشخیص تأثیر وبر بر اقتصاد امروز دشوار است.

💡 جرجسکو-روگن در کار خود به‌عنوان یک اقتصاددان تحت تأثیر فلسفه ارنست ماخ و مکتب پوزیتیویسم منطقی برگرفته از ماخ قرار گرفت. جرجسکو-روگن دریافت که دو منبع اصلی الهام او، یعنی کارل پیرسون و آلبرت انیشتین، نیز دیدگاهی عمدتاً ماچیان داشتند. «فلسفه من در روح ماچیان است: این فلسفه… دربارهٔ مشکل بازنمایی تحلیلی معتبر از روابط بین حقایق مربوط می‌شود.» بسیاری از انتقادات او هم از اقتصاد نئوکلاسیک و هم از مارکسیسم بر اساس این دیدگاه بود.