موی چین

لغت نامه دهخدا

موی چین. ( اِ مرکب ) منقاش. خارچین. خارچینه.موی چینه. موچین. موچینه. موچنا. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

منقاش ٠ خار چین ٠ خارچینه ٠ موی چینه ٠ مو چین ٠ مو چینه ٠

جمله سازی با موی چین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بس که در هجر تو فرسود از ضعیفی پیکرم می‌توان از موی چینی سایه ‌کردن بر سرم

💡 با دل نازک کند اندک ملالی کار سنگ موی سهلی سرمه آواز چینی می شود

💡 دست جرأتها به چین آستین ‌گردد بدل تا تواند حلقه گردیدن به آن موی ‌کمر

💡 خامه زرشک بشکند در کف نقشبند چین گر بنمایدش کسی نسخه روی و موی تو

💡 شکست خاطری دارم مپرس از فکر تدبیرش که موی چینی آنسوی سحر برده‌ست شبگیرش

ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز