فرهنگستان زبان و ادب
{parallelodromous, parallel} [زیست شناسی- علوم گیاهی] ویژگی نوعی رگ بندی دارای دو یا چند رگبرگ اولین یا دومین موازی که در رأس به هم می رسند
{parallelodromous, parallel} [زیست شناسی- علوم گیاهی] ویژگی نوعی رگ بندی دارای دو یا چند رگبرگ اولین یا دومین موازی که در رأس به هم می رسند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گروه بعد از انتشار آخرین آلبوم خود در سال ۲۰۰۱ غیرفعال شد و از ۲۰۰۲ به بعد هم در هیچ اجرای زندهای دیده نشد اما در عوض تمرکز اعضای گروه بر روی پروژه موازی یعنی ترنس سیبرین ارکسترا متمرکز شدهاست.
💡 سنگزنی خوراک خزشی مخصوصاً برای آلیاژهایی که ماشینکاری آنها دشوار است، یا سنگزنی شیارهای عمیق با وجوه موازی یا ماشینکاری پروفیلهای پیچیده بر روی مواد سخت کاربرد دارد.
💡 در نقطه مقابل فدراسیون پینگپنگ رسمی آفریقای جنوبی، یک سازمان موازی براه افتاد که اجازه بازی به بازیکنان سیاهپوست میداد. در حالیکه این سازمان جواز شرکت در بازیهای جهانی استکهلم سوئد در سال ۱۹۵۷ را دریافت کرده بود، دولت آفریقای جنوبی از اعطای پاسپورت به بازیکنان آن خودداری کرد.
💡 در دوران ریاست جمهوری حسن روحانی، از سازمان اطلاعات سپاه و حفاظت اطلاعات قوه قضائیه به عنوان نهادهای اطلاعات موازی نام برده میشود.