مهره کرده

لغت نامه دهخدا

مهره کرده. [ م ُ رَ / رِک َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مهره زده. مرزز. مهره کرد.

فرهنگ فارسی

مهره زده مرزز مهره کرد

جمله سازی با مهره کرده

💡 ز بیمش کرده این مهره به دنبال اندرون مدغم ز سهمش کرده آن زهره به چنگال اندرون مضمر

💡 در ۲۵ ژوئیه ۱۹۹۱، دامر به چهار فقره قتل درجه اول متهم شد. در ۲۲ اوت، او به یازده قتل دیگر در ویسکانسین متهم شد. در ۱۴ سپتامبر، محققان در اوهایو، صدها قطعهٔ استخوان در جنگلِ پشت خانه‌ای که دامر اعتراف کرده بود اولین قربانی خود را در آن کشته است، کشف کردند. دو دندان آسیای بزرگ و یک مهره، با سوابق اشعه ایکس استیون هیکس تطابق یافتند. سه روز بعد، دامر توسط مقامات اوهایو به قتل هیکس متهم شد.

💡 او در مجموعه‌های تلویزیونی همچون بخش فوریت‌های پزشکی، ۲۴، فرار از زندان، پرونده‌های اکس، سی‌اس‌آی، سی‌اس‌آی: میامی، شش فوت زیر زمین، نام من ارل است، مانک، دکستر، مهره سوخته، قانون و نظم: واحد قربانیان ویژه، منتالیست و گریم و فیلم‌های دوزخ و پرچم‌های پدران ما، همه ده یارد، تب چمنزار و قلب یک مخاطب بازی کرده است.

💡 از این رو این دو دوره را به نام‌های دولت حمیر اول و دولت حمیر دوم نامگذاری کرده‌اند (مراد از یمنت ظاهراً جنوب و مشرق حضرموت و مغرب عمان است که شامل مهره و شاید مشرق مهره نیز بوده است و این کلمه ارتباطی بالفظ یمن ندارد).