فرهنگستان زبان و ادب
{orographic fog} [علوم جَوّ] مِهی که در نتیجۀ جریان روبه بالای هوای مرطوب و اشباع شدن آن در شیب کوهستان ایجاد می شود
{orographic fog} [علوم جَوّ] مِهی که در نتیجۀ جریان روبه بالای هوای مرطوب و اشباع شدن آن در شیب کوهستان ایجاد می شود
💡 خنده کبک از ترحم هایهای گریه شد تا که را در کوهسار عشق آمد پابه سنگ
💡 چو بوم خسبم ز بیم در شکم این مضیق چو زاغ خیزم ز ترس بر سر این کوهسار
💡 زخون دیده ی فرهاد کوهکن اثری بین زلاله ها که بر اطراف کوهسار برآید
💡 لشکر یأجوج رخنه ساخته بر کوهسار راست چو سد سکندر حصن های استوار
💡 بخش کوهسارات یکی از بخشهای شهرستان مینودشت در استان گلستان ایران است.
💡 چو آفتاب بتاب و چو نوبهار بخند چو روزگار بگرد و چو کوهسار بمان