مه تازش

لغت نامه دهخدا

مه تازش. [ م َه ْ زِ ] ( ص مرکب ) با تاختنی چون ماه در تندی و دوام. که تاختن وی چون ماه باشد دائم. || کنایه از تندرو و سریعالسیر:
که اندام و مه تازش و چرخ گرد
زمین کوب ودریابر و ره نورد.اسدی ( گرشاسب نامه ص 46 ).

فرهنگ فارسی

با تاختنی چون ماه در تندی و دوام ٠ که تاختن وی چون ماه باشد دائم ٠ یا کنایه از تندرو و سریع السیر ٠

جمله سازی با مه تازش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برخی این زبان را زیرشاخهٔ زبان هندوستانی و برخی گونه‌ای راجستانی می‌دانند. پیرامون هزار تن از پاکستانی‌ها نیز بدین زبان سخن می‌رانند. خاستگاه گویشوران این زبان راجستان بوده‌است، ولی در پی تازش مسلمانان پاره‌ای از گویشوران بدان نیز در پنجاب، هاریانا و دهلی ساکن شده‌اند.

💡 پس از به قدرت رسیدن شهراگیم اهل گیلان علیه وی شورش کردند و در سال ۶۵۰ قمری اهل گیلان سرزمین دیلم و تنکابن را از سیطره استنداران طبرستان خارج نمودند و نمکابرود را مرز مشترک دو ولایت تعیین نمودند بنابراین دیلم در سال ۶۵۰ قمری از طبرستان خارج شد و به گیلان الحاق گردید. در سال ۷۱۷ قمری استندار شهریار چهارم به حکومت رستمدار رسید و در پی تازش به دیلم و شرق گیلان به بخش خاوری گیلان دست بافت.

💡 آزِس یکم و آزِس دوم (Azes). آزس یکم (احتمال فرمانروایی: ۳۵–۵۷ ق. م) تازش بر هندویونانیان را آغاز کرد و آزِس دوم (فرمانروایی در حدود ۱۲–۳۵ ق. م) کار را تمام کرده و دولت هندویونانیان را در شمال هند برانداخت.

💡 تازش امیر نوپاشا اسماعیلوند، امیرنوپاشای ناصروند را سخت هراساند و به یافتن راهی تازه برای دور ساختن دشمنان دیرین ناصروندن از پهنه‌ای که سال‌ها پذیرای فرمان دربارهای ناصروندان بودند، واداشت و شگفت اینکه وی درمیان دو دشمن خود برای دل سپردن به یکی و راندن دیگری سید علی کیا را برای دوستی و فرمانروایان پارة باختری سپیدرود را برای دشمنی برگزید و کوشید تا به درگیری میان خود و کیاییان پایان دهد.

💡 اندکی پس از نبرد مرو فائق می‌میرد و راه برای تازش قراخانیان به بخارا و سرنگونی این شهر هموارتر میشود.