لغت نامه دهخدا
دشتگرد. [ دَ گ َ ] ( نف مرکب ) دشتگردنده. آنکه در صحرا و بیابان سیر و گردش می کند. ( ناظم الاطباء ). دشت پیما. دشت سیر. دشت نورد.
دشتگرد. [ دَ گ َ ] ( نف مرکب ) دشتگردنده. آنکه در صحرا و بیابان سیر و گردش می کند. ( ناظم الاطباء ). دشت پیما. دشت سیر. دشت نورد.
دَشت گَرد یا آوارۀ دشتها ( نام علمی: Pedionomus torquatus ) پرنده ای است بومی استرالیا با جثه ای ۱۵ تا ۱۹ سانتی متر که ظاهری شبیه به بلدرچین دارد.
دشتگردهای نر بالغ روتنه قهوه ای روشن و زیرتنه حنایی سفید با هلال های سیاه دارند. ماده بالغ دارای طوقه سیاه با خال خال های سفید است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ببهرام گفت ای جهاندیده مرد برانگه که برخاست از دشت گرد
💡 چو برخاست از دشت گرد سپاه کس آمد بر رستم از دیدهگاه
💡 ز ترکان بر آن دشت گردی نماند که منشور شمشیر او را نخواند
💡 یکی بار دست من اندر نبرد نگه کن که برخیزد از دشت گرد
💡 هم انگه که شد جام می بر چهار پدید آمد از دشت گرد سوار
💡 که ناگاه از دشت گردی بخاست که برشد سرگرد بر چرخ راست