لغت نامه دهخدا
منی منی. [ ] ( اِخ ) نام ایل کرد از طایفه پشتکوه. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 68 ). ظاهراً می می.
منی منی. [ ] ( اِخ ) نام ایل کرد از طایفه پشتکوه. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 68 ). ظاهراً می می.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بربکر ربابیت چو بیند گوید کاندر غلطم که من توام یا تو منی
💡 مدح تو آری کجا در خور اوهام ماست وصف ترا چون کند همچو منی ناتوان
💡 ور کند بازوی خود رنجه به خون چون منی من نهم گردن به طاعت زخم تیغ تیز را
💡 هجر تو ز من هجرت دانش بود از مغز هم در منی آنگه که به وصلت کنم آهنگ
💡 هر جا که دلی است شاهدی می طلبد من شاهد حضرتم تو مشهود منی