لغت نامه دهخدا
منافعرسان. [ م َ ف ِ رَ / رِ ]( نف مرکب ) سودبخش. سودمند. منفعت دهنده:
منافعرسان در زمین دیر ماند
بس است این یک آیت دلیل دو امت.انوری ( دیوان چ مدرس رضوی ص 9 ).رجوع به منافع شود.
منافعرسان. [ م َ ف ِ رَ / رِ ]( نف مرکب ) سودبخش. سودمند. منفعت دهنده:
منافعرسان در زمین دیر ماند
بس است این یک آیت دلیل دو امت.انوری ( دیوان چ مدرس رضوی ص 9 ).رجوع به منافع شود.
سود بخش. سودمند منفعت دهنده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منافع رسان در زمین دیر ماند بس است این یک آیت دلیل دوامت