ملت پاسبان
مترادفها
ملت نگهبان
لغت نامه دهخدا
ملت پاسبان. [ م ِل ْ ل َ ] ( ص مرکب ) پاسبان ملت. آنکه پاسبانی ملت کند. نگهبان ملت:
شاه ملت پاسبان را بر فلک
هفت سلطان پاسبان بینی به هم.خاقانی.
فرهنگ فارسی
پاسبان ملت. آنکه پاسبانی ملت کند.
جمله سازی با ملت پاسبان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حمابت تو شده پاسبان ملت و ملک سیاست تو شده قهرمان آتش و آب
💡 در متون سیاسی و حماسی، عبارت ملت پاسبان به معنای مردمی است که خود به عنوان نگهبانان اصلی ارزشها، حقوق و امنیت سرزمین و حریم خود ایستادگی میکنند.
💡 مفهوم ملت پاسبان یادآور این نکته است که امنیت یک کشور تنها با ارتش نیست، بلکه با هوشیاری و مشارکت فعال تمامی شهروندان در حفظ نظم تامین میشود.
💡 شاعران در توصیف میهن، از ملت پاسبان به عنوان سپری انسانی یاد میکنند که با ایثار و فداکاری خود، مانع از هجوم دشمنان به مرزهای مقدس کشور میشوند.