مقداد بن عمرو بهرایی، از یاران برجستهٔ پیامبر اسلام و از نخستین مسلمانان، در سال شانزدهم عامالفیل در منطقهٔ حضرموت در جزیرةالعرب دیده به جهان گشود. نسبشناسان و تاریخنگاران، تبار وی را تا بیست پشت برشمردهاند. از آنجا که جد هفدهم او «بهراء» نام داشت، گاه او را «بهرایی» یا «بهراوی» خواندهاند. پدرش در سرزمین حضرموت با قبیلهٔ مشهور «کنده» همپیمان بود و از اینرو، مقداد گاهی با عناوین «حضرمی» یا «کندی» نیز شناخته میشد. در منابع تاریخی، انتساب دیگری نیز به او داده شده است؛ چنانکه پس از آنکه در پی حوادثی ناگزیر به مکه گریخت، با «اسود بن عبد یغوث زهری» پیمان برادری بست و اسود او را به فرزندی پذیرفت. ازاینرو، مقداد به «ابناسود» نیز شهرت یافت و گاه «زهری» خوانده میشد. کنیههای او را «ابومعبد»، «ابوسعید» و «ابوالاسود» ذکر کردهاند و یکی از القاب مهم وی در میان مورخان و محدثان، «ثانی الارکان الاربعه» است، زیرا او را دومین رکن از چهار رکن ایمان (سلمان، ابوذر، عمار و خود وی) بهشمار آوردهاند.
پس از گرایش به اسلام، مقداد بهناچار و بهدستور پیامبر در زمرهٔ گروه دومی از مسلمانان که از آزار مشرکان مکه به تنگ آمده بودند، به حبشه مهاجرت کرد و پس از چندی به مکه بازگشت. پیامبر اسلام به منظور آسانگیری در امر ازدواج و نادیده گرفتن تعصبات قبیلهای، دختر عموی خود «ضباعه» را به همسری وی درآورد و در این باره فرمود که این پیوند را برای تشویق به سادهزیستی و پرهیز از برتریجوییهای نسبی انجام داده است. پس از رحلت رسول خدا، مقداد همواره از یاران وفادار امیرالمؤمنین علی بهشمار میآمد و تا پایان عمر بر این پیمان استوار ماند.
مقداد در اواخر عمر در منطقهٔ «جُرف» در نزدیکی مدینه و در مسیر شام سکونت گزید و سرانجام در سال ۳۳ هجری، در هفتادسالگی چشم از جهان فروبست. پیکر مطهرش به مدینه منتقل و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد و عثمان بن عفان بر وی نماز گزارد. دربارهٔ علت درگذشت او دیدگاههای گوناگونی وجود دارد؛ از جمله، ابناثیر به نقل از واقدی آورده است که مقداد بر اثر بیماری فتق درگذشت، و برخی دیگر مرگ وی را بر اثر خوردن روغن کرچک دانستهاند.