مفهوم موافق
مترادفها
معنای موافقت
متضادها
مخالف، ناسازگار، معارض
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] سرایت حکم منطوق به موضوع غیر مذکور را مفهوم موافق گویند.
مفهوم موافق در مقابل مفهوم مخالف قرار دارد و آن مدلول التزامی منطوق کلام است که باعث سرایت حکم منطوق، به موضوع دیگری که در کلام آورده نشده است، می گردد.
دلیل نامگذاری به مفهوم موافق
به چنین مفهومی از آن جهت مفهوم موافق گفته می شود که حکم مستفاد از مفهوم به لحاظ نفی و اثبات هم سنخ با حکم منطوق است. برای مثال، از آیه " لاتقل لهما اف " بر می آید که اگر "اف " گفتن به پدر و مادر حرام است، به طریق اولی ضرب و جرح آن ها نیز حرام است.
مرادف مفهوم موافق
از مفهوم موافق به " لحن الخطاب " و فحوی الخطاب " نیز تعبیر شده است.
اقسام مفهوم موافق
...
[ویکی فقه] مفهوم موافق (علوم قرآنی). موافقت حکم مفهوم با منطوق در نفی و اثبات را مفهوم موافق گویند.
یکی از اقسام مفهوم «مفهوم موافق» است؛ یعنی حکمی که از مفهوم و حکمی که از منطوق کلام به دست می آید، هم سنخ و هم جنس باشند؛ یعنی اگر حکم منطوق ایجابی است، حکم مفهوم هم ایجابی، و اگر حکم منطوق تحریمی است، حکم مفهوم هم تحریمی باشد؛ مانند: (فلا تقل لهمآ اف). در این آیه، حکم منطوق، تحریم اف گفتن است که با حکم مفهوم که تحریم هر گونه اذیت و ضرب و جرح است هم سنخ و هم جنس است.
انواع مفهوم موافق
مفهوم موافق دو گونه است: ۱. مفهوم لحن الخطاب؛ ۲. مفهوم فحوی الخطاب.
عناوین مرتبط
مفهوم؛ مفهوم لحن الخطاب؛ مفهوم فحوی الخطاب.
جمله سازی با مفهوم موافق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همانطوری که در زمینه تاریخی اروپا مورد بحث و استفاده قرار گرفته بود، انقلاب آمریکا بیانگر یک انحراف در مفهوم حاکمیت عوام است. هدف انقلابیون آمریکایی این بود که حاکمیت را در شخص پادشاه جورج سوم، با یک حاکمیت جمعی که متشکل از مردم است، جایگزین کنند. از آن پس، انقلابیون آمریکایی عموماً با این اصل موافق و متعهد بودند که دولتها تنها در صورتی مشروعیت دارند که بر حاکمیت عوام تکیه کنند. این موضوع اغلب با مفهوم رضایت حکومتشوندگان نظریه مردم به عنوان حاکمیت مرتبط بود و ریشههای روشنفکری در قرون ۱۷ و ۱۸ تاریخ انگلیس داشت.
💡 در حالی که رورتی با تعهد دیویی به رد بنیادگرایی معرفتشناختی موافق است، او (رورتی) معتقد است که مفهوم زبان برای دستیابی به این هدف مناسبتر است، تا مفهوم تجربه غیرگفتمانی که دیویی ترجیح میدهد. رورتی همچنین میگوید که نظریه دیویی خود به نسخهای از مبناگرایی فرو میریزد، جایی که تجربه غیرگفتمانی بهعنوان شاهدی برای ادعاهای دانش خاص عمل میکند.