معروف خطاط
متضادها
خطاط گمنام، خطاط ناشناخته
لغت نامه دهخدا
معروف خطاط. [ م َ ف ِ خ َطْ طا ] ( اِخ ) از خوشنویسان معروف عهد شاهرخ تیموری ( 807-850 هَ. ق. ) است. در اوایل حال ملازم سلطان احمد جلایر بود و سپس به شیراز کوچ کرد و بعد از فتح شیراز به امر شاهرخ به هرات رفت و در کتابخانه شاهی به کتابت پرداخت. وی به سال 830 هَ. ق. مورد اتهام واقع شد و در قلعه ای محبوس گردید. این مطلع از اوست:
ز ترک چشم تو هر تیر غمزه کآمد راست
درون سینه نشست آن چنانکه دل می خواست.( از رجال حبیب السیر صص 87-88 ).
فرهنگ فارسی
از خوشنویسان معروف عهد شاهرخ تیموری است.
جمله سازی با معروف خطاط
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او از طرف مادرش سکینهخانم نوه حاج سیّد محسن موسوی بود که یکی از تجار معروف زنجان در عهد ناصرالدینشاه قاجار و در عین حال عالم و خطاطی برجسته بود. دایی او سید محمد موسوی زنجانی نماینده زنجان در مجلس مؤسسان بود و پسردائیهایش سید رضا زنجانی و سید ابوالفضل زنجانی از یاران محمد مصدق و از اعضای عالیرتبه جبهه ملی ایران بودند.