لغت نامه دهخدا
مرده گوش. [ م ُ دَ ] ( اِ ) قسمی از مرزنجوش است. ( از ناظم الاطباء ). رجوع به المعرب جوالیقی ( ص 309 س 18 ) و نیز رجوع به مرزنجوش شود.
مرده گوش. [ م ُ دَ ] ( اِ ) قسمی از مرزنجوش است. ( از ناظم الاطباء ). رجوع به المعرب جوالیقی ( ص 309 س 18 ) و نیز رجوع به مرزنجوش شود.
مرزنجوش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حدیث مرده دلان را به گوش راه مده که رخنه لب این قوم، رخنه اجل است
💡 خدا چشمست و گوش و دست و پایش هوایش مرده در پای خدایش
💡 65 - خداوند از آسمان آبى فرستاد، و زمين را بعد از آنكه مرده بود حيات بخشيد در اين نشانه روشنى است براى جمعيتى كه گوش شنوا دارند!
💡 مرده ای دل مگذر از لوح مزار رفتگان کاین زبانها جمله گویایند و، گوش ما کراست
💡 برگذر از گوش و بر جانها بزن ز آنک جان این جهان مردهای