لغت نامه دهخدا
مردم پرست. [ م َ دُ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) مخلوق پرست. آنکه مردم را پرستد. دوستدار خلق. || ( حامص مرکب ) مردم پرستی. مردم پرستیدن. پرستش مردم. عبادت مردم. تملق:
بت پرستیدن به از مردم پرست
پند گیر و کار بند و گوشدار.بوشکور.
مردم پرست. [ م َ دُ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) مخلوق پرست. آنکه مردم را پرستد. دوستدار خلق. || ( حامص مرکب ) مردم پرستی. مردم پرستیدن. پرستش مردم. عبادت مردم. تملق:
بت پرستیدن به از مردم پرست
پند گیر و کار بند و گوشدار.بوشکور.
( صفت ) آنکه را پرستد مخلوق پرست. ۲- پرستش مردم عبادت مخلوق: بت پرستیدن به از مردم پرست پند گیر و کاربندو گوش دار. ( ابوسلیک گرگانی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دگر گفت کای شاه یزدان پرست بدر بر بسی مردم زیردست
💡 با همه ى جهالت و غفلت، بيشتر مردم مى خواهند خوشى و راحتى، و همه خوبى ها را دردنيا داشته باشند و مى گويند: يزيد از حسين - عليه السلام بهتر بود - براىدنياى ما هم، بهتر از يزيد است، چه رسد به آخرت. و زبانحال اهل دين به دنيا پرستان اين است:
💡 واعظ، جهان ز مردم خودبین پرست، لیک بینا بعیب خویش، تو تنها شدی و من!
💡 مرا توبه دادند از می پرستی ازین پس اگر می پرستم نه مردم