فرهنگستان زبان و ادب
{anaphora , anaphor} [زبان شناسی] عنصری زبانی که به عنصری دیگر اشاره می کند
{anaphora , anaphor} [زبان شناسی] عنصری زبانی که به عنصری دیگر اشاره می کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 محقق حلى اين دانشمند بزرگ و نام، مرجع عالم تشيع، عارف وارسته، شارع متعهد،نويسنده نوآور و خدمتگذار صادق اسلام و مسلمانان، چراغ ديده داشن پزوهان مرزبانفقاهت، سرانجام پس از عمرى پر بار در 13 جمادى الاخر روز پنجشنبهسال 676 ق. در شهر حله دار فانى را وداع گفت و به جوار حق شتافت و سبب مرگ اينفقيه را سقوط از پشت بام خانه اش نوشته اند.
💡 فقها در زمان حضور امام نيز همين وظيفه را دارند و در زمان غيبت مرجع تقليد مشهور و يا اعلمآگاه به وضع زمان بايد حكومت مركزى و رهبرىكل را عهده دار شود و فقهاى ديگر زير نظر او عهده دار حكومت شهرها و استانها بايدباشند. كه در مجموع حكومت الهى در سطح كلّ كشور پياده شود.
💡 80- روشنفكران غرب زده جامعه ما نيز، همان نسخه را كه در وضعيت خاصى براىجامعه مسيحى اروپانوشته شده بود، براى وضعيت امروز كشور ما كه دين عهده دار اداره وتنظيم امور است مى پيچند و مى گويند دين مفسّر و مرجع رسمى ندارد و روحانيت را، كه همداراى نقش كارشناسى در دين و هم عهده دار هدايت معنوى جامعه و هم به اعتبار موضوع ولايت، در عالى ترين سطوح رهبرى سياسى كشور، ايفاى نقش مى كند، ناديده مى گيرند!.
💡 نظر گاه همه ى انديشمندان حوزه بر شيوه ى نقادانه ى محقق رشتى در تدريس و ديگرپهنه هاى علمى، پديدآور محفل علمى، پديدآورمحفل علمى شكوهمندى بود كه دلدادگان آن، پس از كامجويى هر يك چون ستاره اى درخشان، روشنگر جامعه ى خويش شدند. برخى مرجع دينى شدند و عده اى رهبر حركتهاى سياسىو اجتماعى ديار خويش و دسته اى نيز در عرصه ى تدريس و تحقيق طلايه دار حوزهبودند.