مدیح گوئی

مترادف‌ها

ستایش، تمجید، مدح، سپاسگزاری

متضادها

مذمت، نکوهش، ملامت، بدگویی

لغت نامه دهخدا

مدیح گوئی. [ م َ ] ( حامص مرکب ) مدح. ثنا. عمل مدیح گوی.

جمله سازی با مدیح گوئی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کلک گوهر سلک جان بخش حبیب اندر مدیح از دم روح القدس گوئی موید ساختند

💡 چون سرانداز کند در سپه غم گوئی خنجر شاه سر انداز مدیح اندوز است

💡 زخدای و احمد آشفته مدیح حیدر آمد تو بوصف او چه گوئی بزبان بیزبانی

💡 در متون کلاسیک ادبی، مدیح گوئی یکی از فنون اصلی شعر بود که در آن شاعر با استفاده از واژگان پرطمطراق به ستایش بزرگان می‌پرداخت.

💡 برخی منتقدان معتقدند که زیاده‌روی در مدیح گوئی باعث کاهش ارزش هنری اثر می‌شود و تمرکز اصلی اثر را از زیبایی‌های ادبی منحرف می‌کند.

💡 در مراسم‌های رسمی و سنتی، مدیح گوئی در حق شخصیت‌های مهم، بخشی جدایی‌ناپذیر از آداب و رسوم فرهنگی و تشریفات مربوط به آن دوره محسوب می‌شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران