محضر داری

لغت نامه دهخدا

محضرداری. [ م َ ض َ ] ( حامص مرکب ) عمل و شغل محضردار. سردفتری. صاحب محضری.

فرهنگ فارسی

عمل و شغل محضر دار سر دفتری.

جمله سازی با محضر داری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دفتری داری ز شعرم در یمین و در یسار محضری دارم زشکرت در یسار و در یمین

💡 چو رود غیبت و هنگام حضور آید تو چه داری که توان برد بدان محضر

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز