ماچ کردن
مترادفها
بوسیدن، بوسه زدن
لغت نامه دهخدا
ماچ کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بوسیدن. بوسه زدن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بوسیدن.
بوسیدن
جمله سازی با ماچ کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ۲۷ اوت ۲۰۲۱ و در یازدهمین روز آتشسوزی، فاتح محمد ماچاوغلو شهردار منطقۀ درسیم اعلام کرد که نیروهای نظامی ترکیه نه تنها مانع از کمکرسانی نیروهای مردمی برای خاموش کردن آتش شدهاند، بلکه علیرغم ادعای انتقادآمیز اردوغان مبنی بر بیعملی شهرداریها در برابر آتشسوزی جنگلها، با بستن راهها مانع از ایفای نقش شهرداری درسیم در انجام این کار نیز شدهاند.