ماضی بن

لغت نامه دهخدا

ماضی بن. [ ب ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ژاوه است که در بخش زراب شهرستان سنندج واقع است و 400 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان سنندج است

جمله سازی با ماضی بن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حال آن خوش که پی ماضی و مستقبل نیست نی مه و سالی و نی صبح و مسایی دارد

💡 بیار آن می که ما را تو بدان بفریفتی ز اول که جان را می‌کند فارغ ز هر ماضی و مستقبل

💡 ماضی نقلی: اُفتاذَم (—َ کشیده a:)، اَفتاذَی، اُفتاذِ، اُفتاذَیم، اُفتاذَیت، اُفتاذَن

💡 ندارد هستی‌ام غیر ازعدم مستقبل و ماضی چو دریا هر طرف در خاک می‌غلتد کنار من

💡 ماضی از مستقبل این انجمن پر می‌زند آنچه پیش چشم می‌آرند از دل برده‌اند

💡 ایا راضی ز تو در خُلد جان خواجهٔ ماضی نژاد او سر ملک است و آن سر را تویی افسر

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز