ماتم زدگی
مترادفها
سوگواری، ماتم، اندوه
متضادها
شادی، خوشی، سرور، شادمانی
لغت نامه دهخدا
ماتمزدگی. [ ت َ زَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی ماتمزده. مصیبت زدگی. عزاداری. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
حالت و کیفیت ماتم زده.
جمله سازی با ماتم زدگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شکلهای گوشهدار و تیز ناشی از عذاب در پیکرههای از حال رفتهٔ مریم و قدیس یحیی و اندوه و حرمان و ماتم زدگی مریم ظاهر میشوند.