لغت نامه دهخدا
لک رفتن. [ ل ُ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) لکه رفتن.نوعی از رفتار اسب. قسمی حرکت اسب و شتر و جز آن.
لک رفتن. [ ل ُ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) لکه رفتن.نوعی از رفتار اسب. قسمی حرکت اسب و شتر و جز آن.
( مصدر ) نوعی از حرکت اسب و شتر و جز آنها میان یرتمه و قدم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر همين آيه را تجزيه و تحليل كنيم بايد چنين بگوئيم: دزديها، آدم كشى ها، بى بندو باريها، رفتن به مكانهاى فاسد و صدها عمل زشت ديگر بوسيله شما انجام مى گيرد،پس اگر من ادعا كردم كه زيان شما كمتر از من نخواهد بود باور كنيد.
💡 از رفتن حباب چه پرواست بحر را عشق ترا ازین چه که عالم خراب شد
💡 چندانکه مرا میل به رفتن بیش است این نفس سگم بر سر کار خویش است
💡 رفتن از عالم پرشور به از آمدن است غنچه دلتنگ به باغ آمد و خندان برخاست
💡 يعنى: ((خداوند به چيزى بهتر از پياده رفتن به خانه اش، عبادت نشده است )).
💡 روز مردن سویم از رحمت نگاهی کرد و رفت وقت رفتن به حسرت طرفه آهی کرد و رفت