لک دار

لغت نامه دهخدا

لک دار. [ ل َ ] ( نف مرکب ) آنچه لک دارد. دارای لک. || که نقطه ای از آن ( از پرتقال یا خربزه یا سیب یا هندوانه و جز آن ) براثر ضربت یا آسیبی از حال طبیعی بگرددو تباه و فاسد شود یا آغازد به تباهی. که به مقدار ناخنی یا کوچکتر و یا بزرگتر از آن فاسد شده باشد.

فرهنگ عمید

چیزی که بر آن لک افتاده باشد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- آنچه لک دارد. ۲- قسمتی از میوه که بر اثر ضربت فاسد شده.

جمله سازی با لک دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همی خوهم که مرا از جهانیان باشد فراغتی که تو داری ز سیف فرغانی

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز